تومان۱۴۰.۰۰۰ قیمت اصلی: تومان۱۴۰.۰۰۰ بود.تومان۱۰.۰۰۰قیمت فعلی: تومان۱۰.۰۰۰.
کتاب بامداد خمار به نویسندگی فتانه حاج سید جوادی (پروین) در سال ۱۳۷۴ توسط نشر البرز به چاپ رسید. این رمان سرگذشت عشقی قدیمی را روایت میکند. داستان، دربارهی زندگی دختری از طبقهی مرفه جامعه است که گرفتار عشق پسری نجار شد. هرچند موضوع رمان تکراری به نظر میرسد، اما اقبال عمومیای که از آن شد میتواند نشاندهنده آن باشد که نوع پرداخت به موضوع، متفاوت بوده است. این رمان عاشقانه را میتوانید از طاقچه خرید و دانلود کنید.
بامداد خمار داستانی است که توانست نویسندهاش را به شهرت برساند. این رمان، پس از انتشار بهسرعت پرفروش شد و بسیاری از خوانندگان، آن را به دوستان و آشنایان خود معرفی کردند، این زنجیره ادامه داشت و کتاب چندین بار به چاپ جدید رسید. شمارگان چاپ هم معمولاً بین ده تا هجده هزار نسخه بود. بیش از سیصدهزار نسخه از این رمان به فروش رفت که آماری خیرهکننده برای اولین داستان یک نویسنده بود. هرچند حاج سید جوادی اعتقاد داشت این جزو بدشانسیهای یک نویسنده است که شاهکارش اولین اثرش باشد.
محبوبیت این کتاب از مرز گذشت و با ترجمهی سوزان باغستانی وارد بازار کتاب آلمان شد و در آن کشور نیز با میانگین دههزار نسخه چندینبار به چاپ رسید.
خلاصه کتاب بامداد خمار از اینجا شروع میشود که سودابه، دختری تحصیلکرده و ثروتمند، میخواهد با پسری که فرهنگ خانوادگی متفاوتی دارد ازدواج کند. خانوادهی دختر راضی به این وصلت نیستند. مادر سودابه مخالف ازدواج او با پسری است که خانوادهاش به تحصیلات دانشگاهی اهمیتی نمیدهند. مادر سودابه به او پیشنهاد میکند که به دیدار عمهاش، محبوبه برود و داستان زندگی او را بشنود. داستانی که سالها پیش اتفاق افتاده بود و دربارهی عشقی آتشین بین دختری ثروتمند و پسری نجار بود. خانواده امیدوار بودند سودابه پس از شنیدن این داستان و سرگذشت عمهاش قید ازدواج با پسر مورد نظر را بزند.
داستان از اینجا وارد زندگی محبوبه میشود و قصهی گذشته را روایت میکند. ماجرای داستان مربوط یه دوران حکومت رضاشاه میشود، هرچند اتفاقات خاصی از آن دوران، جز اجبار چادر از سر برداشتن، به میان نمیآید.
محبوبه، دختر بصیرالملک، یکی از اعیان شهر است. او یک دل نه صد دل عاشق جوانی نجار به نام رحیم میشود. برای رسیدن به رحیم تمام خواستگارهایش را رد میکند، جلوی خانوادهاش میایستد. در نهایت هم خانواده او را طرد میکند. خانه و مغازهای به او میدهند و دیگر سراغش را نمیگیرند. محبوبه با رحیم ازدواج میکند و این تازه ابتدای راهی سخت و دشوار است که دخترکی تنها و بسیار جوان وارد آن میشود.